خدا حافظ
ببخشید که اینقدر دیر اوووووووووومدم
خوب درس و مشقه دیگه
می خواستم امروووووووووووز ۱ سوالی بپرسم شما دوستان گل و همیشگی من
کدووووووووووم بازیگر.ورزشکار.خواننده........ مورد علاقه ی شماست قول میدم که سعیم رو بکنم تا
از هنرمندان مووووووووورد علاقه ی شما عکس و اگر شد مصاحبه بزارم ![]()

اینم بیوگرافی های فرزاد عزیز:
بیوگرافی کارهای آهنگسازی : ( هموطن – پشت صحنه – کار دوئل مهدی مدرس و مهدی مقدم ) از کارهای تنظیم کنندگی : ( آلبوم کاغذ مچاله – مهدی مدرس ) کارهای تصویری : فیلم پسران آجری ( که هم اکنون در نوبت اکران است ) دوستان صمیمی : پوریا پورسرخ – محسن چاوشی آلبوم شراره : این آلبوم در سال 1383 به بازار آمد و تنظیم کنندگی و آهنگسازی این آلبوم را نیز خود وی بر عهده داشت آلبوم شوک : این آلبوم دارای 14 آهنگ می باشد . با آهنگسازی : ( پیام شمس – علی ثابت – محسن چاوشی - و فرزاد فرزین می باشد ) و تنظیم کنندگی : ( نوید سپهر و پویا نیک پور ) و با ترانه سرایی : ( مریم حیدرزاده – ترانه مکرم – ساسان مقدس - داریوش شهریاری – فرزاد فرزین – سعید پور احمد و محمد فراهانی ) کلیپ ها : (بهش بگو ( فرشاد گلسفیدی ) – بعد تو ( گروه نیاسان) - شراره ریمیکس ( کیوان ملک مطیعی ) – نفرین به جنگ ( آرش بهمنی )
فرزاد فرزین - سن : 25 سال متولد 3 تیر ماه 1360 ساز : کیبورد – گیتار از 
نام و نام خانوادگی : فرزاد فرزین
تاریخ تولد : سوم تیرماه
سن : ۲۵
محل تولد : ستارخان
محل سکونت فعلی : سعادت آباد
رشته ی تحصیلی : سال آخر رشته ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد اسلامی
فرزند آخر یک خانواده ی چهار نفره ( یک خواهر بزرگتر دارد )
خودرو : پژو ۲۰۶ نقره ای
ساز محبوب : گیتار و کیبورد می زند

اینم مصاحبه:
¤ به چه دلیل خوانندگی رو انتخاب کردید؟
- به خاطر عشقی که به خوانندگی داشتم و استعدادی که در وجودم احساس می کردم. حسی که موسیقی به من القاء میکرد ، منو به این سمت کشوند. هرکس در زمینه ای استعداد داره که این استعداد باید شکوفا بشه که البته این حرفه تبدیل به شغل من شده است.
¤ کار خوانندگی رو چطور شروع کردید؟
- سال ۷۷ بود که من و هم محلی هایم در ستارخان گروهی به نام «کروز» تأسیس کردیم. در آن زمان من آهنگساز و خواننده ی گروه بودم و بقیه ی دوستانم نوازندگی می کردند. ما هیچ امکاناتی نداشتیم ، تا اینکه با آقایان «احمدیان» و «رجب پور» در شرکت ترانه ی شرقی آشنا شدیم که ما رو حمایت کردند. در همون موقع «آریان» مشغول ضبط آلبوم گل آفتابگردون بود و خوانندگی با تست صدا میسر بود ، که من تست دادم و مجوز گرفتم .
به علتی که نمی خواهم بازگو کنم از گروه کروز جدا شدم و ترانه ی «شراره» و «ستاره» از کروز بیرون کشیده شد و آقای «شروین سهرابیان» رو جایگزین من در این گروه کردند. اما وقتی که آلبوم گروه «کروز» به بازار عرضه شد هیچ اسمی از من در این آلبوم نبردند ؛ در صورتیکه من این گروه رو تأسیس کرده بودم.
¤ کار بر روی آلبوم «شراره» رو چه زمانی آغاز کردید و برای تهیه ی این آلبوم متحمل چه مشکلاتی شدید؟
کاست «شهر من» برای مجوز رفت و به دلایلی با مشورت دوستان عزیز و مدیر برنامه هایم «فربد معدنی» و «مهدی مدرس» ، اسم کاست از «شهر من» به «شراره» تغییر یافت. اما این اسم برای من دردسرهای بسیاری درست کرد. بعد کاست «شراره» آماده شد و به شرکت های فرهنگی- هنری مختلفی داده شد.اما این شرکت ها با دید تجاری به این کاست نگاه کرده و با پیشنهادی کم مایل به خرید کاست شدند ، که من از آن پیشنهادها خجالت می کشیدم!!!همان هایی که کم محلی کردند هر روز برای خرید کاست دوم به من زنگ می زنند. کاست شراره را به اجبار به دوست خانوادگیمان آقای «علی شجاعی» درپخش «گلچین» سپردم ، که عرضه کم بود تقاضا زیاد. از آنجا بیست هزار کاست فروش رفت. سپس با پرداخت غرامت به «علی شجاعی» کاست را به ما واگذار کرد و بعد کار را به «مجتبی شاه علی» عزیز در «نوای رامشه» سپردم و «مهندس امیر عابدینی» مدیر عامل سابق باشگاه پرسپولیس و «فربد معدنی» عزیز ؛ شرکت LG رو اسپانسر کارهایم کردند. قبل از بیرون آمدن کاست «فربد معدنی» و «مهدی مدرس» «پشت صحنه» رو به «مهاجر» پیشنهاد کردند ، و «پشت صحنه» با «من» ، «بابک تسلیمی» و «نوید محبی» شروع به ساخت کرد و 50 قسمت تولید و پخش شد. این برنامه و تیزرها و کلیپ هایی که با کمک اسپانسرمان ساختیم ، تأثیر بسیاری در شناخته شدنمان کرد.
¤ خودتون به عنوان یک شنونده ، آلبوم شراره رو چگونه ارزیابی می کنید ؟
خوشحالیم که جزء کاست های خاص بود.
¤ شراره چند نسخه فروش کرد؟
- ۱۲۰٫۰۰۰ در «نوای رامشه» و در شرکت «گلچین» با تیراژ ۲۰٫۰۰۰ جمعا ً ۱۴۰٫۰۰۰ نسخه.
¤ در مورد آلبوم «هفت رنگ» توضیح دهید و با چه کسانی در این کار همکاری می کنید؟
- به محض بیرون آمدن کاست اول ، کاست دوم استارت خورد و کاست دوم به علت کلیپ ها و برنامه های «پشت صحنه» و وقتی که روی تبلیغات کاست گذاشتم مسکوت ماند ، تا ببینم وضعیت فروش کاست اول چطور می شود و از پارسال هر چه می خواستیم ساختن آلبوم رو شروع کنیم ؛ کارها عوض میشد.
«ترانه مکرم» ، «افشین یداللهی» ، «ساسان مقدم» ، «افشین سیاهپوش» ، «داریوش شهریاری» ، «خودم» و احتمالاً «نیلوفر لاری پور» ترانه سرایان آلبوم دوم هستند. به غیر از یک آهنگ که «ارژنگ حقانی» آهنگسازی کرده ، بقیه رو خودم آهنگسازی کردم.از استودیوی «ارژنگ حقانی» استفاده کردیم و تنظیم آهنگ ها رو «من» ، «ارژنگ حقانی» ، «پویا نیک پور» و «نوید سپهر» که بسیار تنظیم کننده ی خوبیست و مطمئنم طی یکی دوسال آینده بهترین تنظیم کننده ی ایرانی در ایران و خارج از ایران خواهد شد ؛ به عهده داریم.
به احتمال زیاد چون اسم کاست لو رفته اسم کاست رو عوض می کنیم و از بهترین نوازنده ها استفاده شده و سعی می کنیم تا آذر یا دی ماه (ژانویه) کاست رو به بازار عرضه کنیم. آهنگ «سپيده دم» که در تيتراژ پايانی «پشت صحنه» پخش ميشه ٬ در آلبوم دوم قرار داده شده.
شرکت های زیادی خواهان کاست هستند و ما دوست داریم به بالاترین پیشنهاد جواب مثبت دهیم ، چون هزینه و وقت زیادی صرف کردیم.
¤ کارهای شاد 6 و 8 رو بیشتر می پسندید یا کارهای آروم ؟
- آروم و ریو - من کارهای «مایکل جکسون» سلطان موسیقی پاپ رو دوست دارم و کارهای اونجوری رو می پسندم و کمی هم Rock و Slow . اما در کاست بعد دو کار 6 و 8 وجود دارد ، بیشتر کارهای کاست بعدی شاد و دو آهنگ ملایم دارد.
برنامه ی کنسرت های آینده تون چیه؟
- در نیمه دوم شهریور ماه در «ارومیه» به نفع کودکان سرطانی ؛
- احتمالاً از ۲۳ تا ۲۵شهریور به مدت سه شب در «گرگان» ؛
- قبل از ماه رمضان با «مهدی مقدم» در «تهران» ؛
- مذاکراتی شده که بعد از ماه رمضان در «فرانسه» و «هلند» با «مهدی مقدم» ؛
- در ماه «فوریه» ٬ بعد از محرم هم ایشالا در استودیوم تنیس «دبی» کنسرت خواهیم داشت.
¤فیلم پسران اجری چه زمانی اکران میشه؟
-احتمالا در فصل پاییز (مهر ماه)

- عشق دیدن هموطنانم که با صدای من می خوانند و اگر خدا بخواهد شاید به جایی برسد که خارجی ها هم حتماً گوش بدهند ، با آن ارتباط برقرار کنند و عاشق شوند. برای یک خواننده هیچ آرمانی بالاتر از این نیست.
¤ به نظر شما فرزاد فرزین چه جور شخصیتی ست ؟
- مثبت ، با اعتماد به نفس ، کمی زود جوش ، زود از کوره در می رود و به پیشرفت روز افزون علاقمند است ، و دوست دارد تا زمانی که زنده است پیشرفت کند و پیشرفتش حد و مرز نداشته باشد.
¤ آرامش رو توی چه چیزی می بینید؟
- آرامش مقطعی در خواب و لحظاتی رو که با خانواده ام می گذرانم ؛ و لحظه ای که کاست تمام شود و برای بازار مهیا شود. اما آرامش رو کلاً در اکثر آدم ها کنار دریا ، جنگل های شمال ایران ، زندگی آروم و بدون حاشیه ، و وقتی پشت سرم حرف نزنند و شایعات منفی دنبالم نباشند .
گل مورد علاقه ی شما چیه آقای فرزین ؟
گل مورد علاقه من رز سرخ .
رنگ مورد علاقتون ؟
سرخ .
پرسپولیسیت یا استقلال ؟
برا من فرقی نمیکنه !
¤ چه چیزهایی ناراحتتون میکنه؟
بر عکس تموم چیزهایی که بهم آرامش میده ، رانندگی توی تهران ، و بعضی از همکارانم که متأسفانه نمی تونند موفقیت من رو ببینند و سعی می کنند حقم رو بگیرند.
¤ اگر خیلی ناراحت و غمگین باشید ؛ چه چیزهایی خوشحالتون می کند؟
- جایی تنها بنشینم و گیتار بزنم و بخونم و یا با بهترین دوستم درد و دل کنم.
¤ در زندگی به خودتون چه نمره ای می دهید؟ چرا؟
- 15 - به خاطر اینکه با اون آرزوهایی که تو ذهنم هست ، خیلی فاصله دارم.
¤ 60 سالگی «فرزاد فرزین» ؟
- دوست دارم به اون چیزهایی که علاقه و آرزو داشتم ، به همشون رسیده باشم.
¤ بهترین هدیه ای که تا به حال گرفته اید ، چیه ؟
- اگر اسم «مجوز» رو بشه هدیه گذاشت ، بهترین هدیه ای بود که تا به حال گرفته ام.
¤ بهترین و بدترین خاطره ی زندگیتون چیه؟
- وجود تست صدا برای خوانندگی که باعث شد تست صدا دهم و عرضه ی کاست «شراره» حتی با پخش ضعیف از بهترین خاطراتم ؛ کم توجهی به «شراره» و بحرانی بودن وضعیت از بدترین خاطراتم بودند.
¤ اگر موقعیت فراهم شود ترجیح می دهید ایران بمانید یا از ایران خارج شوید؟
- جوابم توی آهنگ هموطن است ، من عاشق ایران هستم و آدم عاشق نمی تواند عشقش رو ول کند ، اگر هم ول کند می میرد.
¤ شعرهای کدوم شاعر رو بیشتر می پسندید؟
- ایرج جنتی عطایی ، اردلان سرفراز - که این عزیزان از اساتید مسلم شعر ایران هستند و شعر سال ۲۰۰۰ با صدای داریوش اقبالی.
¤ در مدرسه و دانشگاه چه جور شاگردی بودی و هستی؟
- متوسط و خوب
شبکه ی مهاجر چقدر در شهرت و محبوبیت شما نقش داشته ؟
- ۶۰ الی ۷۰ درصد
¤ چه ارتباطی بین مدیریت صنعتی و موسیقی وجود داره؟
- هیچ ارتباطی ؛ جفتشون رو دوست دارم. اما موسیقی رو جور دیگری دوست دارم.
¤ بلدید غذا درست کنید؟
- بله ؛ چون خیلی از روزها مجردی زندگی کردم یا در استودیو و یا با دوستانم مشغول تفریح بودم.یکسری غذاها رو خوب درست می کنم مثل نیمرو (!) و غذای کباب کردنی . غذاهای گوشتی رو خیلی دوست دارم.
¤ بازیگر مورد علاقه تون کیه؟
- حسام نواب صفوی ، پرویز پرستویی
¤ تکیه کلامتون چیه؟
- هان...؟!!
¤ اتومبیل شخصی شما چیه ؟
- پژو ۲۰۶نقره ای
¤ با چه جمله یا عبارتی خداحافظی می کنید؟
- قربان تو.......خداحافظ
» خصوصیات خوب و بد «فرزاد فرزین» از دید دوست و مدیر برنامه هایش «فربد معدنی» :
- خصوصیات خوب :: «فرزاد» خیلی مهربان ، قدر شناس ، بسیار نجیب و رفیق دوست است.
- خصوصیات بد :: بعضی موقع ها زود از کوره در می رود.
- خصوصیانپت خوب در موقع کار :: صدای خوب ، با حجم ، قوی ، آهنگسازی ، ملودی و تنظیم خوبش.
- خصوصیات بد در موقع کار :: سعی می کنم اگر خصوصیت بدی را در «فرزاد» ببینم ، نگویم.

حامد، يكي از بهترين بسكتباليستهاي چند سال گذشته و البته يكي از بلندقدترينهاست؛ با 2 متر و
18 سانتيمتر قد.
ميثاق هم يكي از شناگران حرفهاي است كه در مسابقات زنان كشورهاي اسلامي، مدال برنز گرفته. حدادي در فصل گذشته رقابتهاي بسكتبال، يكي از بهترينها بود، براي پيكان امتيازهاي زيادي گرفت و وقتي به عنوان يار كمكي در صباباتري بازي كرد، همه را راضي نگه داشت.
او در تيم ملي هم چهره بود. حامد حدادي اين روزها در اردوي تيم ملي بسكتبال است و تا چند روز ديگر در مسابقات آسيايي – كه انتخابي المپيك هم هست – به ميدان ميرود. همسر او هم كه تا چند وقت پيش خود يك ورزشكار كاملا حرفهاي بود، فعلا براي حامد دعا ميكند تا به بزرگترين آرزويش (يعني حضور در المپيك) برسد.

- به خاطر اينكه قد بلند بوديد، سراغ بسكتبال رفتيد يا اينكه اول بسكتباليست شديد و بعد قد بلند؟
از همان اول قدم بلند بود. هميشه اطرافيانم با تعجب به من نگاه ميكردند. بين همسن و سالهايم از همه بلندتر بودم.
- احتمالا لقبهايي هم بين دوستانتان داشتهايد؟
بله، يك چيزهايي مثل بابا لنگدراز.
- ناراحت هم ميشديد؟
بچه كه بودم بله اما الان ديگر برايم مهم نيست. عادت كردهام.
- حالا حتما از بلندقد بودنتان راضي هستيد؟
صددرصد. لطفي است كه خدا به من داشته و خيلي راضيام.
- دقيقا از چه سني احساس كرديد نسبت به بقيه يك سر و گردن بلندتر هستيد؟
از همان روزها كه مدرسه ميرفتم؛ چون هميشه ميز آخر مينشستم.

- چند دفعه از كلاس اخراج شديد؟
از دستم در رفته، خيلي زياد. مادرم تعريف ميكرد وقتي در مهدكودك بودم، 2بار اخراج شدم.
- حتما ميانهات با درس هم خوب نبود.
اوايل خوب بود اما دبيرستان كه رفتم، به خاطر اردوهاي تيم ملي خيلي غيبت داشتم و كمكم درسم ضعيف شد. براي همين هم ديگر ادامه ندادم و از درس و مشق دور شدم.
- لباسخريدن هم برايت خيلي دردسر دارد؟
اوايل لباس خيلي سخت پيدا ميشد؛ براي همين، بيشتر لباسهايم را از خارج كشور ميخريدم. براي يك سال كامل خريد ميكردم. اما تازگيها يك مغازه در تهران پيدا كردهام كه خدا را شكر، لباسهاي سايز بزرگ دارد.
- سايز پايتان هم بايد بزرگ تر از حد معمول باشد؟
بله 53. البته كفش خيلي راحتتر از لباس پيدا ميشود.
- تا حالا سرتان به جايي خورده؟
هزار بار. مجبورم از هرجا كه ميخواهم رد شوم، سرم را پايين بياورم. البته چهارچوبها استاندارد است ، من از استاندارد بلندترم؛ براي همين عادت كردهام هرجا ميروم، سرم را خم كنم.
- پس سر به زير شدهايد؟!
بله تا دلتان بخواهد. خودم هم سر به زيرم، نه فقط به خاطر قدم.
- خانمتان هم قد بلند است. احتمالا خانهتان بايد با بقيه خانهها متفاوت باشد؛ مثلا چارچوبها شايد بلندتر باشد، آينهها، كابينتها؟
نه آنچنان. هنوز صاحبخانه نشدهايم كه در خانهمان تغييري بدهيم. البته خانمم به راحتي رد ميشود اما من بايد سر به زير باشم.
- گفتيد كه واقعا سر به زير هستيد. به خاطر ورزش و تاثير بسكتبال بوده؟
تقريبا. بسكتبال باعث شد رابطهام با مردم خوب شود. قبل از اينكه بسكتباليست شوم، خيلي خجالتي بودم. شايد به خاطر قد بلندم بود. بيشتر در خانه بودم و هيچجا نميرفتم. زود ناراحت ميشدم ولي حالا همهچيز فرق كرده.
- تا حالا كسي به شما گفته گول هيكلت را نخور!
بله اما من كه گول هيكلم را نميخورم. چند وقت پيش داشتم رانندگي ميكردم، يك درگيري پيش آمد و آقاي راننده پياده شد و داد و بيداد كرد. وقتي از ماشين پياده شدم گفت گول هيكلت را نخور ! من هم ترسيدم، سوار ماشين شدم و رفتم.
- ترسيديد؟
آره بابا. بعضي وقتها بقيه ميترسند. فكر ميكنند چون قدم بلند است، اهل دعوا هستم اما اصلا دعوايي نيستم.
- يادم ميآيد چند سال پيش با عصبانيت زديد شيشه رختكن را شكستيد؛ بازي پيكان – صباباتري بود.
بله. آنموقع از داوري عصباني بودم. ياد آن روز كه ميافتم، موهاي بدنم سيخ ميشود. حالا ديگر مثل آنوقتها نيستم؛ خيلي آرام شدهام و ياد گرفتهام وقتي داور سوت زد و خطا گرفت ديگر كاري نميشود كرد. البته از وقتي ازدواج كرده ام ، بچه خوبي شدهام. رفتارم عوض شده.
- يعني از كاري كه آن روز كرديد، پشيمانيد؟
آن موقع دست خودم نبود. ضربهاش را هم خوردم. ولي ديگر اينطوري عصباني نميشوم.
- دوست داشتيد به جاي بسكتباليست، فوتباليست ميشديد؟
نه. حاشيه فوتباليستها زياد است. البته تبليغات زيادي هم برايشان ميشود. مطبوعات هم خيلي هوايشان را دارند. روزنامهها 7 صفحه به فوتبال اختصاص ميدهند و 2 صفحه به بقيه رشتهها.
- البته در همان 7 صفحه، حاشيهها و دردسرها هم بيشتر است.
من معتقدم به آن مطالبي كه باعث دردسر ميشوند، نبايد جواب داد. بايد در ميدان جواب داد ؛ مثل كاري كه علي دايي ميكند. ورزشكار، به جاي اينكه با روزنامهها درگير شود، بايد تواناييهايش را نشان دهد.
- وضع مالي بسكتباليستها چطور است؛ رشته بچه پولدارهاست؟!
نه بابا. بچه پولدارها ميروند سراغ گلف و تنيس. البته بعضي بسكتباليستها وضعشان خوب است.
- مثل حامد حدادي؟
نه، من جزوشان نيستم.
- ماشين كه حتما داريد؟
پرشيا داشتم و به خاطر بدهي فروختم اما تصميم دارم دوباره بخرم.
- و اما زندگي مشترك. شما خيلي زود ازدواج كرديد، درست است؟
بله. هر ورزشكاري بايد زود ازدواج كند. زيرا بعد از ازدواج حواسش فقط به ورزش و زندگياش متمركز ميشود و نه مسائل حاشيهاي. من 20 سالم بود كه ازدواج كردم.
- چطور با همسرتان آشنا شديد؟
از طريق يكي از دوستان مشتركمان باهم آشنا شديم و به ايشان علاقهمند شدم. هردو اهوازي بوديم و قدمان هم كه بلند بود. فكر ميكنم بهترين تصميمي كه در زندگي گرفتهام، انتخاب همسرم بوده.
- يعني قد بلند يكي از معيارهايتان بوده؟
بله. خب، بايد يكجورهايي به هم ميخورديم. قد و دستپخت خوب برايم خيلي مهم بود.
- پس شكمو هم هستيد؟
خيلي زياد. قرمهسبزي و زرشكپلو خيلي دوست دارم. از كرفس و فسنجان هم متنفرم.
- اگر خانمتان فسنجان درست كند كه حتما ميخوريد؟
نه، نه اصلا درست نميكند.
- اگر دعوايتان بشود چي يا قهر باشيد؟
آنوقت كه ديگر غذا نميخورم.
- اگر خانمتان آشپزي بلد نبود، بازهم باهم ازدواج ميكرديد؟
بله خب، استعدادش خوب است. ياد ميگرفت.
- در خانه كمك هم ميكنيد؟
اگر خسته نباشم حتما.
- مثلا چه كار ميكنيد؟
بيشتر جاي لامپها را عوض ميكنم. البته بعضي وقتها ظرف هم ميشويم.
- خانمتان هم ورزشكار است؟
بله. شناگر است.
- سعي نكرديد به بسكتبال علاقهمندشان كنيد؟
يكبار پاس دادم كه بگيرد اما توپ به انگشتش خورد و شكست. موفق نشدم.
- خودتان به شنا علاقهمند نشديد؟
چرا. اول بسكتبال دوست دارم، بعد شطرنج، بعد شنا. فوتبال را هم دوست دارم.
- آيا ورزشكاربودن شما و همسرتان باعث تفاهم بيشتر شده است؟
بله، صددرصد! اگر همسرم ورزشكار نبود، به هيچوجه نميتوانست با شرايط من كنار بيايد. ورزشكار حرفهاي هميشه در مسافرت، اردو و مسابقه است و اين موضوع را فقط يك ورزشكار درك ميكند.
- خانم ميثاق ناطقي! از اينكه آقاي حدادي خيلي به سفر ميروند، ناراحت نميشويد؟
نه. اتفاقا به نظرم لازم است. تنوع، به زندگي هيجان ميدهد.
- چه ويژگي خاصي در حامد ديديد كه باعث شد با او ازدواج كنيد؟
سادگي و مهربانياش. حامد برخلاف جثه بزرگش، دل كوچكي دارد. خيلي خيلي مهربان است.
- در بازيهايش خيلي جدي است، در خانه چطور؟
حامد در خانه، خيلي آرام است. ميدان ورزش، نياز به يك روحيه جدي دارد اما خانه، بايد محل آسايش و آرامش باشد.
- كي با هم ازدواج كرديد؟
يك سال و 5 ماه پيش.
- واكنش اطرافيانت چه بود در برابر اينكه با يك مرد 2 متر و 18 سانتي ازدواج ميكني؟
همه هيجانزده بودند. اوايل براي من هم خيلي عجيب و جالب بود.
- حامد گفت كه بهترين انتخاب زندگياش، انتخاب همسرش بوده.
براي من هم حامد بهترين انتخاب بود. از وقتي با حامد آشنا شدم، تلاشم را بيشتر كردم و ياد گرفتم براي رسيدن به هر چيزي بايد تلاش كرد. از طرفي، تمركزم روي مسائل مختلف بيشتر شده. صبورتر هم شدهام.
- به كسي پيشنهاد ميكني كه با يك مرد 2 متري ازدواج كند؟
(ميخندد) بله حتما؛ البته اگر روحياتش مثل حامد باشد. حامد براي من بهترين تكيهگاه است. با او احساس امنيت ميكنم.
- شما هم ورزش ميكنيد؟
بله، البته چند وقتي است كمتر ورزش ميكنم. قبلا برايم جديتر بود. ميخواهم استراحت كنم. زماني كه دانشجو بودم، از طريق تيم دانشگاه وارد ورزش حرفهاي شدم. در بازيهاي اسلامي زنان هم مقام سوم را بهدست آوردم. ولي چند وقت است كه دنبال ورزش نميروم. فعلا حامد ورزش كند، كافي است.
چند هفتهاي ميشود كه در اردو است. 2 هفته ديگر بازيهاي آسيايي شروع ميشود. اگر بتواند مقام خوبي بياورد به المپيك ميرود. آرزوي حامد، بازي در المپيك است. من هم براي رسيدن به آرزويش دعا و لحظهشماري ميكنم.
- راستي اختلاف قد شما چقدر است؟
قد من 74/1 سانتيمتر است و قد حامد 18/2 سانتيمتر، 44 سانت اختلاف قد داريم.
من امروز به قصد نوشتن مصاحبه ای از حامد حدادی اومده بودم که به یکی ازشما ها قول داده بودم
ولی یک دفعه به ذهنم رسید که اول از شما دوستان گلم بپرسم نظرتون درباره ی وبلاگم چیه؟
(لطفا بدون تعارف و کاملا جدی نظر بدید)
فقط ۱ نفر این همه نظر...................................![]()
بگذریم من از چند روز دیگه کارم رو شروع میکنم

تا نظر ها به ۳۳ نرسه تو وبلاگم هیچی نمی نویسم![]()

من امروز خیلی خوشحالم چون تیم ملی بسکتبال ما گل کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشت![]()
منتظر باشید تا بازم مطالبی در این مورد بنویسم![]()


ومهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی.......
مهر و مهتاب:
همان گرمای عشق هر روزه ی ماست و روایت
ان تکراری است از زندگی با نیم نگاهی متفاوت.
.


